خرید بک لینک

خرمای شهداد نیاز به تبلیغ و بسته بندی های جدید دارد

یک باغدار شهدادی گفت: خرمای شهداد نیاز به تبلیغ و بسته بندی های جدیددارد.

سید جواد صاحبدادی در گفتگو با خبرنگارشهدادنیوز با اشاره به فصل برداشت رطب در بخش شهداد، توضیح داد: در حالی که ذائقه و شیوه انتخاب مصرف کننده در سال های اخیر تحت تاثیر تبلیغات ونوع بسته بندی تغییر کرده است هنوز در شهداد از روش های مربوط به دهه های قبل برای بسته بندی خرما استفاده می شود.

وی تصریح کرد: بسته بندی خرما درکارتون های نازیبا و بزرگ دیگر توجیه اقتصادی ندارد و با سلیقه مشتری امروزی نمی خواند.

وی گفت: مردم دوست دارند همه چیز را در اندازه های کوچکتر نسبت به گذشته و متناسب با نیاز فوری خود خریداری کنند و دیگر چند کیلو رطب را یک باره نمی خرند.

وی ادامه داد: تنها کیفیت خرما برای مصرف کننده و خریدار مهم نیست و گاهی نوع بسته بندی و اصطلاحا شیک بودن آن نقش مهم تری در خرید ایفا می کند.

سید جواد صاحبدادی با بیان اینکه پدرش مرحوم سید علی صاحبداد ، اولین کسی بود که هرساله در شهداد رطب را به بازار عرضه می کرد خاطرنشان کرد: اگر سرمایه کافی در اختیار داشتم خرمای شهداد را با برند "خرمای سید علی" به بازار عرضه می کردم.

وی به انبوه جوانان بیکار درشهداد اشاره کرد وگفت: با قدری همت و پشتیبانی مدیران چند جوان می توانند با طراحی بسته بندی های جدید و متناسب با نیاز بازار و مشتری ، زمینه معرفی و فروش بیشتر رطب شهداد ، اندوهجرد و چهارفرسخ وتکاب را فراهم کنند.

صاحبدادی که خود مبادرت به احیای باغ نخیلات کرده است تاکید کرد: باید تفکر منفی درباره عدم حاصلخیزی و صرفه اقتصادی خرما درشهداد را پاک کرد چراکه با کاشت واریته های جدید و نخل های جوان، می توان هم محصول بهتری تولید کرد وهم سود خوبی را به دست آورد.

او با بیان اینکه خرمای پرکو،قصب، کروت و هفتادگزی بخش شهداد به اندازه کافی شناخته شده نیست گفت: خرمای شهداد باید خود را از زیر سایه رطب مضافتی بم خارج کند و با برند و مارک متعلق به شهداد به بازار مصرف عرضه وذائقه مردم را شیرین کند.

صاحبدادی گفت: شهداددارای نزدیکترین نخیلات به مرکز استا نوفرودگاه بین المللی و گمرک کرمان است وبا احیای نخیلات می توان علاوه بر بازارهای داخلی، به بازارهای جهانی نیز اندیشید.

صاحبدادی همچنین خواستار اصلاح شیوه آبیاری و ساخت کانال های بتونی در همه باغات شهداد و توابع شد.

شایان ذکر است در بخش شهداد انواع خرما شامل : پرکوPorkoo (شمسایی در حالت خشک شده Shamsayi)،قصبGhasb، کروت Karoot و هفتادگزی70gazi، بزمانی Bazmani، مضافتی Mozafati، پیارم Piyarom، ممینایی maminayi و عبدالهیAbdolahi به دست می آید.

شهدا در 91 کیلومتری شمال شرق کرمان قراردارد.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1391 ساعت: 16:30

پایان بد برای "خداحافظ بچه"

شهدانیوز- عباس تقی زاده

شب گذشته سریال خداحاظ بچه به پایان رسید. این سریال نیز مانند اغلب سریال های وطنی در این سال ها، از پایان بندی خوبی برخوردار نبود.

احتمالا یکی از اهداف این سریال مبارزه با خرافه و ازآن مهم تر ، نشان دادن عواقب دروغ بود اما درحالی که درقسمت هایی چند، شخصیت های داستان درگیر دروغ های متعدد بودند اما درقسمت پایانی ، ریتم سریال بازهم مثل نمونه های متعدد سریال های مناسبتی، تند شد و پیام اصلی سریال که نشان دادن نتایج منفی دروغ گفتن بود در کسری از دقیقه و آن هم به شکلی مبهم ودر دیالوگ خبرنگار وفیلم برداری که درپله های خانه برای تهیه گزارش نه از عواقب دروغ پردازی ها که از بچه دارشدن شخصیت های منفی سریال می رفتند به آن اشاره شد. آنجا بود که بیننده پی برد که این دو چند سالی زندان بوده اند اما چنان این عاقبت بد، خلاصه شده ارایه شد که در صدای گریه نوزادهای درصحنه بعدی محو شد.

حتی عواقب جعل گواهی ولادت و پیامد منفی بازی کردن نقش دروغین توسط دوست و همسر دوست مرتضی نیز درسریال دیده نشد.

وقتی چنین کاری به مناسبت ماه مبارک رمضان وبرای پر بیننده ترین ساعات ولحظات عرفانی پس از افطار پخش می شود و اینچنین سرهم بندی می شود باید برای این صداوسیما و برنامه ریزان آن تاسف خورد.

چنین سریال هایی که افراد درآنها با دروغ ،زندگی و امور خود را جلو می برند و مخاطب با عواقب منفی دروغ های فراوان به درستی مواجه نمی شود آیا تاثیری جز ترویج این عمل زشت دارند؟ آیا این سازندگان خلاق، باهمین تیپ کارها می خواهند به مبارزه با سریال هایی بپردازند که از شبکه های مثل فارسی وان پخش می شود وبرای بنیان خانواده های ایرانی مضر تشخیص داده شده اند؟ آیا ظرفیت ساخت سریال و فیلمنامه نویسی کشور ایران درهمین حد است؟

راستی برنامه ریزان وبرنامه سازان، اندازه شعور وفهم مخاطب ایرانی را چطور ارزیابی می کنند؟ نکند قبح دروغ آنقدرها که ما فکر می کنیم نیست وشاید یک امتیاز هم باشد.

ریتم کند موضوع در قسمت های متوالی و حاشیه های بی جهت ودیالوگ های پراکنده،(قسمت های کشدار ابتدایی و میانی تا یک قسمت به پایان سریال) و سرعت تند سریال درقسمت پایانی پدیده جدیدی در سریال های مناسبتی نیست بداند که این سریال مناسبتی نبود هر چند که به مناسبت ماه مبارک رمضان پخش شد.

راستی این سریال مارا ازدروغ درماه مبارک رمضان دور کرد یا برای دروغ گفتن ، جسورترمان کرد؟

آیا راه بهتری برای نشان دادن حس مادری نبود که با این تیپ کارها، گناه بچه دزدی و دروغ پردازی های لیلا، در سایه حس تبلور یافته مادری او مخفی و نادیده گرفته شد.

در تمام سریالی که در ماه مبارک رمضان پخش شد هیچ صحنه راز ونیاز و مذهبی جز صحنه ای که لیلا برای دعا به امام زاده صالح (ع) می رود شاهد نیستیم آنجا هم به شکل تمسخر آمیزی هنوز دعا نکرده ، صدای بچه می شنود ولحظاتی بعد به بچه می رسد.(نگاه ابزاری و کاسبکارانه به امام زاده و...).

یا نیروهای انتظامی در زمان دستگیری فردی که بچه می فروشند تیز و سریع عمل می کنند اما در صحنه های بعدی اثری از آنها دیده نمی شود چه رسد به هوشیاری آنها.

حالا من می گذرم از پرداخت نامناسب داستان در اینکه یک دزد چگونه در شرکتی کار می کند وترخیص کننده کالا می شود (چه اعتمادی) یا هزینه زندگی او از چه راهی تامین شده است؟

یا شهناز زن اول خسرو که با مدرک دیپلم با خسرو ازدواج کرده و5 فرزند دارد به طور میانگین نزدیک به 3سال راباید برای دوران حاملگی و شیر دهی هر بچه صرف کرده باشد که روی هم می شود 15 سال ، حال چگونه زنی که دراین سریال اینچنین سنتی نشان داده می شود که 5 فرزند دارد با این حجم کار و گرفتاری و... توانسته است مدارج دانشگاهی را تاحد استادی دانشگاه و دایر کردن مرکز مشاوره در شهر تهران طی کند؟

ببخشید هنر فاخر که می گویند ومی گویید همین است؟

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1391 ساعت: 16:20

شهدادنیوز- عباس تقی زاده

عطاالله اسکندری هم وبلاگ نویس شد

آقای عطاالله اسکندری نوه مرحوم عطاالله اسکندری بزرگ و فرزند آقای نصرت الله اسکندری به جمع وبلاگ نویس ها پیوست.

وبلاگ این جوان خوش ذوق و درسخوان با عنوان دانایی ها به مطالب علمی اختصاص دارد.

شهدادنیوزبرای ایشان از آستان حضرت حق موفقیت مسالت می نماید و حضورش را در فضای مجازی تبریک می گوید.

http://www.danaieha.blogfa.com/

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1391 ساعت: 0:3

شهدادنیوز

مصاحبه سایت کوهبنان با مدیر شهداد نیوز

سایت کوهبنان ، درخصوص انتصاب بخشدارجدید این شهر،آقای صمصام علیمرادی با مدیر شهدادنیوز مصاحبه ای انجام داد که متن منتشر شده آن دراین سایت از لینک زیر قابل دسترسی است.

سایت اطلاع رسانی فرمانداری شهرستان کوهبنان

http://www.kouhbanan.ir/index.aspx?siteid=1&pageid=146&newsview=1699

با سپاس از آقای محمود جعفری کوهبنانی .

شهدادنیوز انتصاب شایسته آقای صمصام علیمرادی را به عنوان بخشدارمرکزی شهرستان کوهبنان تبریک می گوید و از درگاه خداوند،برای ایشان در سنگر جدید خدمت رسانی ،آرزوی توفیق دارد.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1391 ساعت: 19:12

شهدادنیوز

برای همیشه هم ممنوع الفعالیت شوم ازشون ممنونم. ممنوع می کنند و تازه بعد از 7 سال سراغ من می آیند که خوشحالی یا ناراحت! کی ناراحت باشه؟ نشستن 7 ساله من در خانه ناراحتی ندارد. اینها در این 7-8 سال کجا بودند که یهو بصیری یادشان افتاده؟ من اصلا از اینکه بیایند و زندگی من را نشان دهند و بگوبند که فلانی اینجاست و این کار را می کند خوشم نمی آید.

بچه های دهه 50 و 60 محمود بصیری را خوب به یاد دارند، فیلم ها و سریال های طنز و ماندگار با حضور کمدین معروف آن سال ها؛ گلهای داودی، زرد قناری، مادر، آرایشگاه زیبا، هتل و... از جمله فعالیت های هنرمندی است که این روزها در یکی از خانه های میدان قزوین روز را به شب می رساند.

به گزارش فردا، شاید تا چند روز قبل کسی به روشنی نمی دانست که او به دلیل شباهت چهره با رئیس جمهور ممنوع الفعالیت شده و چندین سال خانه نشین شده است. بصیری رسانه ملی را تنها شایعه ساز این ماجرا می داند و می گوید گرچه آنها زیر بار این حرف نمی روند ولی مطمئن باشید که دست صدا و سیما و ریاست جمهوری در کنار گذاشتن من در کار است، آن هم به دلیل شباهت چهره ای با رئیس جمهور!

متن گفتوگوی «فردا» با محمود بصیری درباره حال و روز این روزهای او و جزئیات رویارویی او با احمدی نژاد در جریان مراسم افطاری با هنرمندان را در زیر می خوایند:
* آقای بصیری از چه زمانی شباهت شما با آقای احمدی نژاد به روند فعالیت هنری و حرفه ای شما خدشه وارد کرد؟
از ابتدای روی کار آمدن آقای احمدی نژاد این شایعات مطرح شد. البته ابتدا در حد شایعه بود اما کمی بعد خودشان آن را با واقعیت پیوند دادند. چند تن از وکلا و عده ای هم از خارج تماس گرفتند که فلانی «ممنوع الکار» شده ای! من از همه جا بی خبر بودم ولی کم کم متوجه شدم که صحت دارد.

* منظور شما از «خودشان» چه کسانی است؟

بچه های صدا و سیما. سال 85 قرارداد برای «کتابفروشی هدهد» داشتم، هم آن را پخش کردند و هم تیزرهای من را از برنامه های طنز حذف کردند.
* مگر ایرادی دارد که چهره شما شبیه فرد خاصی باشد؟
دلیلشان کار طنز من بود. آقایی از آن طرف گفته بود احمدی نژاد به بصیری یک خانه دو طبقه و یک ماشین صفر داده و گفته تا پایان دولت من کار نکن.
* پس از سال 85 دیگر کاری به شما پیشنها نشد؟
دست تلویزیون بیشتر از مردم در این کار است. اگر دستش در کار نبود پس چرا تیزرها را حذف کرد؟ این اتفاق افتاد و اتفاقا من ممنون هم هستم. چون هیچ بیننده ای دیگر پیدا نمی شود که برنامه های امروز صدا و سیما را بپسندد.


* در این چند سال کسی از صدا و سیما با شما تماس نگرفت و یا خود شما تماسی با مسئولی نداشتید؟
دیدم اگر چیزی نگویم بهتر است. شما اولین نفری هستید که از من می پرسید. چند شب پیش و در افطاری با آقای احمدی نژاد، مهدی سلوکی به رئیس جمهور گفت که شایعه کردند به این آقا محمود بصیری ماهی 1 میلیون و نیم حقوق می دید.

* عکس العمل آقای احمدی نژاد چه بود؟
ایشون هم مونده بود در این کار. همه می دانند که کسی به این شایعات بها نمی دهد. خود تلویزیون و ریاست جمهوری و تلویزیون های آن وری درست می کنند. این وصله ها به کسی که کار طنز می کند خوب می چسبد. آخرش هم نتیجه ممنوع الفعالیت شدن من بود.
* بار اول بود که آقای احمدی نژاد را از نزدیک می دید؟
بله. البته یکبار دیگر هم دعوت کرده بودند که من نرفتم.
* عکس العمل ایشون چه بود؟
آدم خوبی بود. برخورد خوبی هم داشت. خوشحال شدم که از نزدیک ایشون رو دیدم. البته فرصت خواستم که 10-20 روز دیگر برای دیداری حضوری به آنجا بروم.
* به شما وقت ملاقات دادند؟
خیلی شلوغ بود. ولی من درخواست خودم را مطرح کردم متاسفانه برخی آنجا بودند که یک سری صحبت هایی می کردند که به آدم بر می خورد
* مثلا چه صحبت هایی؟
ما خانه نداریم و وضع مان فلان است. مسائل مادی مطرح می کردند. آمده بودند آنجا که این حرف ها را بگویند. ولی من حتی یک کلمه هم در این باره حرف نزدم.
* شما چرا درباره ممنوع الفعالیت شدنتان حرفی نزدید؟
چند نفر در این باره صحبت کردند و گفتند که آقای بصیری چند سال است کار نمی کند.
* آقای احمدی نژاد از ممنوعیت کار شما خبر داشتند؟
مسلم است عزیز من، مگر می شود خبر نداشته باشد؟امروز هر کسی به من می رسد می گوید غیر ممکن است ممنوع الکار شده باشی. ولی این مسئله را خود ما می فهمیم. با من قرار می گذارند، حتی سناریو را هم می خوانم اما یکمرتبه ازشون خبری نمی شود.
* آقای بصیری! شباهت با رئیس جمهور نفعی هم برای شما داشت؟
در زمان انتخابات فیلمسازان من را صدا می کردند که بیا و لباس های آقای احمدی نژاد را بپوش و کار تبلیغاتی کن اما من قبول نکردم.

* چرا قبول نکردید؟ تبلیغات که کار بدی نیست.
در انتخابات دور دوم من را دعوت کردند و گفتند که 2 تا قرارداد با رقم های خوب است، یک فیلم سینمایی و یک فیلم کوتاه. فلانی کارگردان باشد و شما دستیار. فقط شما این لباس های محلی که احمدی نژاد می پوشد را بپوش، گفتم ببخشید من از این کارا بلد نیستم. چون اساسا کار من نیست و تحت هیچ شرایطی از این کارها نمی کنم.
* فکر می کنید بعد از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بار دیگر به شما پیشنهاد کار شود؟
برای همیشه هم ممنوع الفعالیت شوم ازشون ممنونم. ممنوع می کنند و تازه بعد از 7 سال سراغ من می آیند که خوشحالی یا ناراحت! کی ناراحت باشه؟ نشستن 7 ساله من در خانه ناراحتی ندارد.
* چرا در این مدت خودتان را رسانه ای نکردید؟ اتفاقا استقبال هم می شد. اگر رسانه ها کوتاهی کردند خود شما جلو می رفتید.
4-5 تا شبکه خواستند بیایند اما من قبول نکردم. امیر نوری در برنامه ای گفت که دلم برای محمود بصیری تنگ شده، اما من هیچ وقت با آنها همنشین نمی شم. یک شبکه دیگر هم می خواست برای مصاحبه بیاد و بپرسه که چرا نیستید؟ اینها در این 7-8 سال کجا بودند که یهو بصیری یادشان افتاده؟ من اصلا از اینکه بیایند و زندگی من را نشان دهند و بگوبند که فلانی اینجاست و این کار را می کند خوشم نمی آید.

*شما کاری جز بازیگری هم داشتید؟

نه. اینها روحیه آدم رو به هم می ریزند.
* یک سوال خصوصی، پس درآمد این روزهای شما از کجا تامین می شود؟
من نه بازنشسته ام و نه کارهای اقتصادی می کنم.

منبع :تابناک

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1391 ساعت: 18:38

شهدادنیوز-عباس تقی زاده

بگذار روحت هلال شوال را بوسه زند

مطلب زیر را ماه رمضان سه سال قبل نوشتم به دفتر یکی از روزنامه های معروف کرمان دادم اما منتشر نکرد و بعد گفت اشکال ندارد چندروزدیگر چاپ می کنیم و گفتم این مطلب مناسبتی بودو مناسب عید فطر است. چون اون روزنامه دیگه تا بعد از عید فطر چاپ نداشت برای یک رونامه دیگر هم فرستادم اما عدا دیدم که چند سطرش را در گوشه ای از روزنامه با حذف بسیار چاپ کرده اند. قراربود به شهداد بروم مطلب را روی وبلاگ گذاشتم وبرا ی سایت تابناک هم فرستادم.چند روزبعد که برگشتم دیدم تابناک مطلب را باعکس روی صفحه اصلی خود قرارداده است وچندین سایت و وبلاگ آن را منتشر کرده اند. ماه رمضان گذشته نیز ساعت یک ونیم تا ۲بامداد ازربرنامه ای با عنوان شبهای تهران)رادیو( با من تماس گرفتند وراجع به کویر وشهداد صحبت کردم و درپایان همین مطلب را هم خواندم. این رانوشتم که نباید ناامید شد و یا با پس خوردن از سوی برخی ها کار را رها کرد. باید با توکل به خدا ادامه داد امید که راه های تازه تر وبهتری در انتظارمان باشد.

پیشاپیش عیدتان مبارک وطاعات وعباداتتان مورد قبول حضرت حق.التماس دعای فراوان.

در روزهاي پایاني ماه مبارک رمضان بوده و به عید سعید فطر نزدیک شدهایم. حال و هوایی عرفانی و زلال بر دلها حاکم شده است. بسیاری در این روزها در مساجد با خدای خود خلوت کرده و راز و نیاز می کنند تا بهرهای بیشتر و توشهای افزونتر از این میهمانی الهی برگیرند. اما باید اعتراف کرد که شهرهایمان چون گذشته روزه دار نیستند، در شهرهای کوچک نیز بسیاری از رسوم مخصوص این ماه عزیز کنار گذاشته شده و یا کمرنگ شده است.

نزدیک غروب که میشود پخش ادعیه از رادیو و تلویزیون و به تبع آن از بلندگوهای مساجد خبر از اذان مغرب و افطار میدهد. پس از اقامه نماز ماییم و سفرههای افطاری که جلوی تلویزیونها پهن میشود، چند سالی میشود که با تلویزیون و سریالهایش افطار میکنیم. آنقدر مجذوب این رسانه شدهایم که گاه تا دو سه ساعت پس از افطار را با آن سپری می کنیم. هر چند بهره بردن از برنامههای تلویزیون و برنامههای مذهبی آن، یک کار خوب و آگاهی بخش به شمار میرود، اما افراط در این باره، فضای خاص افطارها و شبهای رمضانمان را تغییر داده است.

به روزهای سپری شده از ماه مبارک رمضان بیندیشیم، چقدر پس از افطار به دلهایمان رجوع کردهایم؟ چقدر با اعضای خانواده و افرادی که با آنها هستیم، از برکات روزه و رمضان گفتهایم؟ راستی چشم و گوشی که در این دقایق در اختیار تلویزیون است، میتواند فرصتی برای اندیشیدن و تعمق (در این لحظات) داشته باشد؟ البته منظور، خاموش کردن تلویزیون نیست، اما استفاده مناسب و بجا از آن است. حتما وسایل ارتباط جمعی در این شبها میخواهند ما را به خدا نزدیکتر کنند، اما چه میشود اگر برای یک افطار هم که شده از آنها دل بکنیم.

روی یکی از ستونهای مسجد بلال در نزدیک بوستان مطهری کرمان نوشته شده بود: «در هنگام ارتباط با خدا، وسایل ارتباطی خود با مخلوق را خاموش کنید.» جمله زیبا و پر معنایی است.

یک افطار مسافر شویم. از زیر سقفها و داخل ساختمانها و هیاهوی شهرها رها شویم و راهی طبیعت گردیم. همه جای طبیعت برای یک افطار عارفانه و گذراندن یک شب معنوی مناسب است؛ اما کویر جای دیگری است. برنامه سفر کوتاهمان را به گونهای تنظیم کنیم که ساعتی به غروب مانده در کویر باشیم. غروب خورشید در جایی که هیچ مانعی، حصاری، دیواری، صدایی و رسانهای برای ندیدن این آیت بزرگ الهی وجود ندارد چنان مجذوبت میکند که خدا را خوبتر در کویر حس میکنی.

خورشید غروب می کند. این مغرب را خودت اذان بگو، دل و جانت خوب میشنوند و هیچ مانع و اختلالی در راه رساندن پیام الهی در گوش جان و دل وجود ندارد. فاصلهای بین فرستاده پیام حق و گیرنده آن نیست. تمام وجودت پذیرای معنویت میشود.

چه حالی دارد اقامه عشق در زیر نور ستارگانی که بیشتر و درخشندهتر از همیشه به تو چشمک میزنند. باور کن در این لحظات آسمان دلت از همه آسمانها نورانیتر است.

افطار است، روحت را در کویر رهاکن تا در ساده ترین، بیحصارترین، پهناورترین و آزادترین سرزمینها اوج گیرد و با جرعهای که از بصیرت و عرفان مینوشد و با بوسهای که بر ماه میزند، افطارکند.

سقفی نیست. به آسمان چشم بینداز؛ زیباترین و ماندگارترین تصاویر در سکوت شبانه کویر با تو سخن میگویند. غوغایی از درونت برمیخیزد. و در این آرامستان، ناآرامت میکند. غوغایی نه از جنس غوغاهای روزمرگیها، گوش کن، این صدای تولد دوباره توست.

ساعتی از شب میگذرد، میخواهی برگردی، اما کویر رهایت نمیکند. بمان تا سحر راهی نیست. صبح صادق را در کویر تجربه کن و با نور وضو بساز. به ظاهر آبی نیست اما سیرابتر از همیشه خواهی شد.

صبح که باران نور، کویر را روشن میکند به دور و برت نگاه میکنی و میگویی، اینجا آنجایی نیست که آمدهای. راست میگویی، ساعتها راه رفتهای، حتی دویدهای، بیآنکه حس کنی و خسته شوی. احساس میکنی به خودت نزدیکتر شدهای به خود واقعیات که عطر خدا میدهد. روزهات قبول و عیدت (پیشاپیش) مبارک.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: جمعه 27 مرداد 1391 ساعت: 16:0

شهدادنیوز-منابع خبر:مهر-خراسان

روزه داری درگرمای شهداد

قطار رمضان به ايستگاه آخر خود نزديك مي شود برخي ها خواسته يا ناخواسته از قطار جاماندند گرما و مشكلات را بهانه كردند و نتوانستند ماه رمضان را مشايعت و همراهي كنند اما عده زيادي درگرماي طاقت فرساي كوير شهداد و مناطق شرقي كرمان به ميهماني ماه خدا رفتند. مردمان شهر كويري شهداد با وجود گرماي ۵۰ درجه و غيرقابل تحمل با لبان تشنه ميهمان خدا در اين ماه شدند.امام جمعه بخش شهداد درباره روزه داري مردم اين منطقه با ذكر حديثي به خبرنگار ما گفت: رسول خدا(ص) مي فرمايد:« روزه گرفتن در هواي گرم، جهاد كردن درراه خداست».حجت الاسلام ا... وردي افزود: با وجود گرما مردم به ويژه كشاورزان و دام داران با زبان روزه دست از تلاش بر نمي دارند. وي عنوان كرد: با وجود شدت گرماي هوا بيشتر شهروندان شهدادي به وظيفه ديني خود پاي بند هستند و در نماز جمعه و جماعت شركت مي كنند. وي دربا ره رسوم شهدادي ها اظهار داشت: نوجوانان با مراجعه به در خانه ها با آداب خاصي از مردم هدايا اعم از نقدي و جنسي دريافت مي كنند و سپس قسمتي از آن را به فقرا مي دهند و بخشي را براي خود برمي دارند.

« وجه الدينی» از اهالي شهداد هم گفت: امسال ماه رمضان با گرم ترين روزهاي سال در شهداد مصادف شده است. وي افزود: روزه داران ترجيح مي دهند بيشتر در خانه بمانند تا اين گرماي طاقت فرسا را تحمل كنند اما عده اي هم مجبورند براي خدمت به مردم كار كنند.

در حالی بسیاری در ماه رمضان سال جاری از گرمای هوا و بلندی روز گلایه دارند و عده ای معدود گرمای هوا را بهانه ای برای عدم روزه داری قرار می دهند مردم مناطق گرمسیر کرمان در دمای بسیار شدید هوا با دهان روزه امور روزمره را تعطیل نکرده اند و در نخلستانها و زمینهای کشاورزی و درحالی که در برخی مناطق محروم از کمترین امکانات رفاهی همچون کولر نیز برخوردار نیستند یاد خدا را بهترین ثمر این روزهای خود قرار داده اند.


محمد شیروانی، که در گرمترین شهر این روزهای استان کرمان زندگی می کند در خصوص هوای گرم شهداد به مهر می گوید: شهداد یکی از گرمسیرترین مناطق استان کرمان است چون در حاشیه کویر لوت قرار گرفته و کمترین میزان بارندگی سالیانه در کرمان را نیز به خود اختصاص داده است.


رونق نماز جماعت در گرمای 50 درجه ای شهداد

شیروانی افزود: میزان رطوبت هوا در شهداد بسیار پائین است با این وجود این شهر دارای یکی از غنی ترین تمدنهای بشری است و حتی قدیمیترین درفش فلزی جهان در این شهر کشف شده است و همین امر است که موجب شده مردم دیانت را با اصالت خود پیوند نا گسستنی بزنند.


وی ادامه داد: شاید وضعیت گرمای هوا در این شهر طی روزهای اخیر نا مناسب شده باشد اما مردم مسلمان شهداد با آداب و رسوم خاص خود ماه رمضان را گرامی می دارند.


وی افزود: از پیش از ماه مبارک مردم مساجد را غبار روبی کرده اند و با سنتهای کهن و غنی خود به میهمانی این ماه رفته اند.

گرمای هوا هیچ تاثیری بر دیانت مردم نگذاشته است/ تشنگی در رمضان زیباست

فاطمه احدی دیگر شهروند شهدادی در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: ماه رمضان بین مردم شهداد از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخودار است و مردم این شهر با تقوا و اعتماد به روزی رسانی توسط خداوند توانسته اند سالها در کویر خشک زندگی خود را بگذارنند.

وی افزود: گرمای هوا در شهداد بسیار بالاست به طوریکه ساعات کار اداره ها کاهش یافته و بیشتر مغازه ها نیز سعی می کنند زمانی که هوا تاریک شد و یا در ساعات ابتدایی روز فعالیت کنند اما کمتر کسی را در شهداد می بینید که روزه دار نباشد.

احدی با اشاره به تدین مردم شهر گفت: تشنگی یکی از زیبایی های ماه رمضان است.

وی گفت: شاید اینجا هوا گرم باشد اما مردم هیچ گاه دست از تلاش و کسب روزی نکشیده اند و عقیده داریم در ماه رمضان برکت به شهر وارد می شود.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1391 ساعت: 16:13

شهدادنیوز
سرزمین ابا و اجدادی!
متن زیر با نام مستعار الهه ی اردیبهشت-نویسنده وبلاگ همیشه اردیبهشت- به اهالی خوب شهداد تقدیم شده است.
با تبریک ویژه برای ایشان برای همه فرزندان شهداد آرزوی موفقیت وسرفرازی داریم.

چشم ها را که بیشتر واژه می کنی، کلام خاموش می شود_اینجا وقتی تو نباشی هیچ کس نیست. دریا اشک حسرت فرشتگانی شده که از تقرب به درگاهی الهی باز مانده اند و تو پا به پای خوشبختی از قوشمه و دریا، الهه ی وستا ساخته ایی! فرشته ی خوبیها به راستی کیست که تورا بشناسد._اینجا وقتی تو نباشی کلام هم نیست و چشم ها که از لیزی اشک سر خورده اند کف پیاده رو.


و این متن تقدیم به اهالی سرزمین پدری _شهداد_

سرزمین ابا و اجدادی!

هنوز هم هر سال نزدیک سال تحویل که می شود ارزو می کنم زمان به عقب باز می گشت تا دوباره در همان خانه ی پر مهر و صفای قدیمی پدر بزرگ سال را تحویل می کردیم.خانه ای بزرگ در شهری ارام. در میان درختان بلند و شادابی که جای خالیه هیاهوی شهر را به چهچه بلبل و قناری و پرستوهای سبکبال بخشیده بود. سکوت کوچه باغ ها ، بوی تازه ی بهار، غذاهای محشر و بگومگوهای خالی از هر کینه و حسد انچنان بود که گویی خوشبختی عالم را پر کرده است. تابستان که فرا می رسید مردان اهالی بین خود و تنه نخل رابطه ای می بستند. در گوشش چیزی می گفتند که درخت هم خوشش بیاید و سپس از ان بالا میرفتند.و درخت مغرور و پر شکوه خرسند از این بیشتر از پیش به خود می بالید و قرص تر از قبل استوار بر پای خود در مقابل ناملایمات اب و هوا می ایستاد. اری فصل ، فصل شیرین برداشت خرما بود.انجا کار کردن زن و مرد نمی شناخت هر کس به نحوی کاریی انجام می داد.هنوز دستگاه تیلر و کولتیواتور و اره برقی بافه بند و کمباین قیمه کن و چه میدانم تنک کن و سله شکن و غیره و غیره زیاد در ابادی وجود نداشت به همین خاطر هم اغلب کارها با داس و بیل و اره و تبر انجام می شد. پدرم می گوید بعد از زمین لرزه شدید سال شصت که ان هم در ماه رمضان به وقوع پیوسته بود هیچ چیز دیگر جای خود را نگرفت؛ فکرش را که می کنم حالتی مبهم همراه با وحشتی خفته در لایه های خاک خورده تاریخ به جانم چنگ می زند چون ماری سمی بر حلقوم نازک دخترکی که قصد جانش را کرده.

و اما مردمانش: گشاده رو و مهربان، عصر های پنج شنبه که می رسید همگام با پیچ و تاب درختان بلند خیابان در دست باد های نوازشگر اغلب زنان چادر بسر می کردند و همراه با دخترانشان، دوشیزگان سبزه روی نجیب که از پاکی گویی همین حالا از بهشت فرود امده اند به سمت حرم امامزاده ی شهر به راه می افتادند حرمی که وجودش مایه ی اطمینان خاطر و مسکنی بر درد ها و دوری ها بود. اری اینجا سرزمین پدری من است سرزمین افسانه ی شعبان نژاد هوشنگ مرادی کرمانی و ...

پی نوشت1: هر کجای ی دنیا هم که باشی عاقبت ریشه ها تو را به اوردگاه ذاتیت باز خواهند گرداند.

پ ن 2:نام امام زاده ای که در متن به ان اشاره شد امامزاده زید (ع) است.

پ ن 3: بهشت ناتمام را فعلا ناتمام رها می کنم شاید ادامه اش باشد برای چند وقت اینده.بگذارید انسان و زمین و اهریمن مدتی در همین حال بمانند.

شهدانیوز:قلمتان مانا باد

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1391 ساعت: 0:2

شهدادنیوز-عباس تقی زاده

نقدی بر عملکرد صداو سیما در برابر زلزله آذربایجان شرقی- نمره منفی برای صداوسیما

منتظر زلزله مدیریتی در صداوسیما باشیم یا نباشیم؟

عصر21مردادماه 91 مصادف با بیست و دوم ماه مبارک رمضان ، زلزله ای سه شهرستان را دراستان آذربایجان شرقی لرزاند وده ها هزارنفر را بی خانمان کرد. تعدا د کشته های این حادثه به حدود 300 نفر رسید وبیش از دو هزارنفر مجروح شدند.

زلزله از حوادثی است که در کشور ما با فراوانی بیشتری نسبت به حوادث طبیعی دیگر اتفاق می افتد اما این بار ، رسانه ملی، در آزمون واکنش به این حادثه دلخراش مردود شد.

البته انتظارمی رفت دستکم یک روز هم عزای عمومی درکشور اعلام شود که این انتفاق هم نیفتاد در حالی که با توجه به اتفاق زلزله درآستانه شب قدر و ایام حزن واندوه شهادت مولا علی ع ، زمینه این اعلام عزای عمومی نیز وجود داشت.

صدا وسیما دراین باره ضعیف عمل کرد از این بابت که این درد را به حاشیه کشاند. در حالی که میلیون ها ایرانی در جای جای وطن ، لبریز از غم واندوه این حادثه بودند. رسانه ای که کلمه ملی را یدک می کشد در شب بعد از حادثه مبادرت به پخش برنامه طنز "خنده بازار" کرد. پخش این برنامه، حتی اطلاع رسانی ها و خب دهی های این رسانه وتلاش خبرنگاران را نیز کمرنگ کرد درحالی که صدا وسیما درآن حوزه به نسبت در ساعات اولیه حادثه خوب عمل کرد و با گذشت زمان بهتر نیز شد.

کسانی که درگیر چنین حوادثی بوده اند می دانند که چنین برخوردهایی آنهم از سوی صداوسیما، چه ضربه روحی بزرگ وسهمگینی بر پیکره بازماندگان وخانواده و بستگان حادثه دیدگان وارد می کند.

چنین تصمیم هایی بی شک اعتماد ودلبستگی به این رسانه را به شدت کاهش می دهد و با توجه به اینکه ، عزیزان ترک زبان ما دچار چنین حادثه ای شده بودند می تواند مسایل دیگری را درپی داشته باشد.

همه شاهد بودیم هنوز ورزشکاران ایرانی در المپیک، مدال نگرفته بودند پیام های تبریک صادر می شد وبلافاصله، صدا وسیما با پخش سرود و..به این موفقیت ها واکنش نشان می داد. تصاویر مختلف به صورت لحظه ای از خانواده ورزشکاران و... روی آنتن شبکه های مختلف می رفت اما همان صدا وسیما وهمان مدیریت نسبت به حادثه ای که ده ها هزارنفر را داغدارکرده است و دل میلیون ها ایرانی را به درد آورده است چنین برخورد می کند در این میان صدور برخی پیام های تسلیت نیز دیرهنگام بود.

سوالی که مطرح می شود این است که آیا چنین برخوردهایی از سوی صداوسیما، بیشتر به کم شدن اعتماد عمومی به صدا وسیما و ریزش بیننده منجر می شود یا برنامه های ماهواره ای که قرار است همین صداوسیما با آنها مقابله کند؟

چه شعور و خردی برای پخش برنامه طنز ،خنده بازار وجود داشت ؟

آیا مدیریت بحران صرفا به میدان حادثه ومحل وقوع آن اختصاص دارد یا اینکه رسانه ملی باید دراین وادی ، در حد و قواده "ملی بودن" بحران را مدیریت کند وبحران تازه ای خلق نکند؟

آیا این اتفاق نابخردانه از سوی صدا و سیما می تواند زلزله مدیریتی دراین سازمان ایجاد کند و آقای ضرغامی را از مدیدریت این سازمان، تکان دهد؟ اتفاقی که بر برنامه های آتی ایشان احتمالا در حوزه های سیاسی و مدیریتی نیز اثر گذارخواهد بود.

باید منتظر بود و با توجه به واکنش افکار عمومی روند اتفاقات بعدی را مشاهده کرد.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: دوشنبه مرداد 1391 ساعت: 11:34

شهدادنیوز

از بازدید توریست های اروپایی تا تداوم سنت نادعلی درشهداد را درکنار سایر خبرهای جذاب در وبلاگ خبری و پرمحتوای شهدادباستان" بخوانید.

مهم ترین تیترهای خبری که حجت ابراهیمی این روزها منتشر کرده به قرارزیر است:

گردشگر لهستانی به قصد دیدن کلوتها با دوچرخه وارد شهر توریستی شهداد شد

سنت حسنه نادعلی در شهداد زنده شد

گردشگران زن و مرد مالزیایی و اسپانیایی شب را در کلوتهای شهدادزیر نور ماه خوابیدند

باستانی کاران شهدادی در غم از دست دادن مولایشان ماتم گرفتند.

یک خیر زرندی اقدام به ساخت یک باب مسجد در روستای همت اباد شهداد کرد.

جودوکاران شهدادی بر سکوی قهرمانی و نائب قهرمانی ایستادند

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1391 ساعت: 12:3

افسانه شعباننژاد، شاعر و نويسنده كودك و نوجوان، از بوي نارنج شهداد ميگويد
شهدادنیوز-جام جم سه شنبه ۱۷مرداد
خوابكرمان را درتهرانميبينم
عکس خانم افسانه شعبان نژاد در کشور ترکمنستان
من در شهداد، از توابع شهر كرمان به دنيا آمدهام. شهري كويري با هواي بسيار گرم، بويژه در تابستانهايش. تا چهار سالگي در شهداد بودم. در هنگام كودكيام شهداد مملو از درختهاي نخل و مركبات بود. نميدانم به چه علت سالهاست كه آن همه درخت مركبات از دست رفته و اين روزها ديگر فقط نخلهاي شهداد پابرجاست. مساله اينجاست كه كسي هم به فكر از بين رفتن اين همه درختان مركبات نبوده و نيست. نزديك شهداد كلوتهاي كويري قرار دارد. كلوتها ستونهاي بلندي هستند كه در اثر وزش باد و فرسايش ماسههاي كويري بوجود ميآيند كه از فاصله دور به شكل شهري پر از خانه ديده ميشوند. اين كلوتهاي تماشايي گردشگران زيادي را جذب ميكند.

يكي ديگر از ديدنيهاي شهداد، منطقه گندم بريان است، يعني گرمترين نقطه دنيا؛ جايي كه از شدت گرما ميتوان گندم را روي سنگهاي داغ بريان كرد و حتي نيمرو درست كرد.

من هر بار به كرمان ميروم، سري به شهداد ميزنم. ولي شهداد ديگر شهر كودكيهاي من نيست. تفاوتهاي زيادي با آن زمان دارد. مثلا ديگر عيدهاي شهداد مثل عيد كودكيهايم نيست. آن زمان در ايام عيد بوي شكوفههاي نارنج و پرتقال ما را گيج ميكرد. باز هم ميخواهم تاكيد كنم كه كسي به فكر تولد دوباره نارنجها و پرتقالها نيست.

بعد از چهار سالگي با خانواده براي تحصيل خواهر و برادرم به كرمان آمديم. بيشترين بخش زندگي من تا قبل از ازدواج در كرمان گذشت. كرمان ديدنيهاي مشهور خودش را دارد؛ از مسجد جامع زيباي آن گرفته تا بازار بزرگ و حمام گنجعليخان، بازار مسگرها، باغ شاهزاده، مقبره شاه نعمتالله و... من در نوجوانيام بيشتر به سراغ اين ديدنيها ميرفتم. ولي پس از ازدواجم ديگر مناطق كرمان را هم ديدم. جاهايي كه با خانواده نرفته بودم. مثلا شهر ميمند را ديدم. شهري سنگي كه تمام خانههايش را در دل كوه ساختهاند. مسجد اين شهر بسيار زيبا بود خصوصا با آن ستونهاي سنگياش. در ميمند همه چيز در دل كوه كنده شده است. يا منطقه باستاني، زيبا، سرسبز و پر بركت جيرفت يا ارگ زيباي بم كه متاسفانه بعد از زلزله ويران شد.

مسلما فرهنگ فردي كه در دل كوه زندگي ميكند متفاوت از كسي است كه سر و كار و زندگياش با درخت است. محيط اطراف بر فرهنگ و رفتار و طرز تفكر افراد تاثير ميگذارد. تا جايي كه حتي گفتار و رفتار كسي كه در شمال زندگي ميكند و آن كه در سيستان است، فرق ميكند. به نظرم ميآيد كه مثلا كويريها صبر و تحمل بيشتري دارند يا شادماني در مناطق سرسبز و آباد بيشتر به چشم ميخورد. حتي موسيقي مناطق مختلف براساس محيط طبيعي آن منطقه متفاوت است.

حدود 20 سال داشتم كه ازدواج كردم و با همسرم به تهران آمديم. آمدن من به تهران باعث پيشرفت كارم شد كه نبايد اين مساله را ناديده بگيرم.

باور كنيد اگرچه سالهاي سال است در تهران زندگي ميكنم ولي هنوز خوابهاي من در كرمان ميگذرند. هنوز به ياد خانههاي بزرگ كرمان ميافتم كه پر از درخت بود و دولاب نام داشت. مثلا خانه ما پر از درخت انار و پسته بود. البته هر بار كه به كرمان سفر ميكنم به آن كوچه قديمي هم سر ميزنم. ولي چند وقت پيش ديدم كه خانه قديمي كودكيهايم خراب شده و آن درخت توتي كه آنقدر بارش زياد بود كه هر بار ميتكانديمش توتهايش را به همسايهها هم ميداديم، امروز به صورت تنه خشكي درآمده. ديدن تنه خشك درخت زيبايي كه كودكيهاي من را شيرين ميكرد، برايم ناراحتكننده بود.

از تهران ميگفتم. وقتي براي چند هفته كرمان ميروم، دلم براي تهران هم تنگ ميشود. هر چند اين شهر شلوغ است ولي زيبايي روزهاي بارانياش را دوست دارم و باورم بر اين است كه در همين شهر شلوغ تهران هم ميتوان شعرهاي خوب گفت.

من واقعا سفر را دوست دارم. جاده را هم دوست دارم و البته حركت را. حركت را بيشتر از رسيدن دوست دارم. گاهي اوقات اگر امكان سفر برايم فراهم نباشد، به سراغ جادههاي اطراف شهر ميروم. همسرم هم اهل سفر است. من براي يافتن سوژههاي شعري كتابم با همسرم بارها به بزرگراهها رفتيم و در نهايت توانستم اين كتاب را خلق كنم.

پيشنهادي براي هموطنانم دارم. بسياري از افراد را ميشناسم كه وقتي به شمال ميروند، فقط ميخواهند دريا را ببينند. دريا بسيار زيباست. ولي بايد كوهستانهاي زيباي شمال را هم ديد. مثلا من به جاده فومنات علاقه زيادي دارم. اين جاده را كه طي ميكنيد به قله كوه ميرسيد، جايي كه مه را حس ميكنيد، جايي كه صداي پرندگان وحشي را حس ميكنيد، جايي كه با طبيعت بكر ميتوانيد ارتباط برقرار كنيد.

كوه و دريا و كوير همگي خوب هستند. من دوست دارم كه همه مردم اهل سفر باشند. سفر درس زندگي ميدهد. تا جايي كه حتي ميتوان از كساني كه از آنان دور هستيم، چيزهايي را ياد بگيريم. البته بيشتر سفرهاي من به اين دليل بوده كه با بچهها ارتباط داشته باشم. من در سفرهايم ياد ميگيرم كه بچههاي شمال و جنوب، بچههاي سيستان و اردبيل به چه چيزهايي نياز دارند. به همين دليل است كه معمولا شعرهاي من محدود به قشر خاصي از كودكان نيست، بلكه در آنها به نيازهاي كودكان تمام مناطق سرزمينم توجه ميكنم و از چيزهايي ميگويم كه تمام بچههاي كشورم آنها را دوست دارند.

من معتقدم كه همه ما به سفر نياز داريم آن هم براي ياد گرفتن چيزهاي خوب. سفر حتي در روحيه و رفتار و در سطح بالاتر در جامعه اثرگذار است.

شهدادنیوز:با سپاس از آقای محمود جعفری کوهبنانی برای اطلاع دهی درباره مطلب فوق

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1391 ساعت: 11:52

شهدادنیوز-

ظهر عاشورای ۹۰(آذرماه ۱۳۹۰شمسی)ناهار را میهمان مجلس عزای امام حسین ع درخانه مرحوم حسین رجبی بودم.

ازقضا روزگار آقایی هم با جمعی از مسئولان مذهبی شهداد به آنجا آمدند. اطلاع داشتم که ایشان قراراست از حوزه کرمان وراور کاندیداشود اما خب خیلی ازمردم شهدادنمی دانستند پشت ماجرای سفر ایشان وهیات همراه به شهداد وآن هم رو ز عاشورا چیست. به هر حال هرکس بخواهد کاندیداشود وکارسیاسی کند لازم است که درصحنه حضور داشته باشدو دوستان وطرفدارانش زمینه این حضور را فراهم سازند.

به این حرف ها کارندارم. آنجا بود که برای اطلاع از مواضع سیاسی نظر ایشان و همراهان را راجع به اشغال سفارت انگلیس درهشتم آذر ۹۰ توسط تعدادی از دانشجویان جویا شدم. البته همراه ایشان که مردی بلند قد بودند درپاسخ پیش دستی کردند و این اقدام راتایید نمودند وکاندیدای بالقوه آنروز نیز تایید کردند.اما یک آقای روحانی آنجا بود که تصور می کنم از اساتید حوزه علمیه شهدادبودند فقط یادم هست که عبای کرم رنگی داشتند .ایشان با تبسمی خاص این اقدام را تایید نکردند و ورود به سفارت را کاردرستی ندانستند.اما طرف مقابل نظر دیگری داشت .

گذشت و آن آقا کاندیدای نمایندگی مجلس از حوزه کرمان وراور شد ودرشهداد حدود ۶هزاررای کسب نمود.

این رانوشتم تانظر رهبر معظم انقلاب رادرهمین زمینه بیاورم که اخیرا دردیدار با دانشجویان اعلام فرمودند. فقط از خوانندگان عزیز به ویژه درشهدا می خواهم این دو نظر رامقایسه کنند .

واقعه حمله به سفارت انگلیس تا همین اواخر نیز مورد تأیید عدهای بود که چنین کاری را در مقابل عمق خباثتها و رذالتهای دولت انگلیس توجیه شدنی میدانستند؛ اما اکنون با بیانات مقام معظم رهبری درباره نادرست دانستن این حرکت، باید حجت بر این دوستان تمام شده باشد و بتوانند با شجاعت از رهبری و مردم عذرخواهی کنند.
مقام معظم رهبری در دیدار دوشنبه خود با جمعی از دانشجویان، مواردی را مطرح کردند و از جمله با اشاره به ورود چند ماه پیش دانشجویان به سفارت انگلیس اظهار داشتند: در قضیه اخیر اشغال آن سفارت خبیث، احساسات جوانان درست بود، ولی رفتنشان درست نبود... .

ایشان برای نمونه و نیز روشن شدن مرز آرمانگرایی و احساسات با اشاره به مخالفت بنیانی نظام با مجموعههای استبدادی منطقه خاطرنشان کردند: با وجود مواضع کاملاً روشن نظام در این زمینه، نباید با کار دیپلماسی سنتی و متعارف مخالفت شود.

درخواست عذرخواهی دانشجویان از رهبری و مردم به این سبب است که پذیرش خطا از جانب خطاکار، میتواند در پیشگیری از تکرار چنین خطاهایی کارآمد باشد.

بخش مهم دیگر بیانات رهبری، پرهیز دادن همین دوستان از مخالفت با کار معمول و متعارف دیپلماتیک است. خوب است واکنشهای خودتان در موضوعاتی چون دیدار وزیر خارجه با مقامات بحرینی یا عربستانی را مرور کنید. همه باید یاد بگیرند که کارکرد و وظیفه وزارت خارجه با وزارت دفاع متفاوت است. گاهی وزارت خارجه و کارمندانش مورد ظلم قرار میگیرد. در بیان این ظلم، همین بس که پانزده سال پیش در چنین روزهایی، 9 دیپلمات و یک خبرنگار در کنسولگری ایران در مزارشریف به شهادت رسیدند و نام آن روز را «روز خبرنگار» نهادند؛ وزارت خارجه هم برای انجام وظایفش کم شهید نداده است دوستان!

از باب یادآوری برادرانه خدمتتان عرض میکنیم که:

نخست: مسأله سفارت انگلیس، نشان داد که برخی از روی ناآگاهی و یا برای مطامع جناحی و نیز نشان دادن انقلابیگری منافقانه از خود، تلاش دارند از احساسات دانشجویان سوءاستفاده کنند. لطفا به هوش باشید.

دوم: رقابتهای سیاسی و وابستگیهای قومی و قبیلهای، ریشه بعضی تاختنهای به دستگاه سیاست خارجی است. اگر علیه سفر مقامات بحرینی به ایران بیانیه دادید و برخی با شادی آن را در رسانههای خود منتشر کردند، بدانید که بخشی از آن استقبال، ناشی از همین وابستگیهای قومی و قبیلهای است.

سفر رئیسجمهوری به عربستان، قاعدتا در بالاترین سطوح نظام بررسی و با آن موافقت میشود. بپذیرید که برخی از مخالفتها با چنین سفری، ناشی از همان رقابتهای قومی ـ قبیلهای است. شما چرا باید همراهی کنید؟

وجود نفوذی و غریبه در یک جمع، تنها به نفوذ فیزیکی محدود نمیشود. چه بسا یک فکر جناحی و یا فکر نادرست در راستای تخریب روابط کشور با کشور دیگر، شما را به انحراف بکشد؛ پس باز هم به هوش باشید.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1391 ساعت: 11:49

شهدادنیوز-

منبع:حكمت قاسمخاني - جامجم كرمان۱۵مرداد۹۱

اندوه نبود امكانات در «اندوهجرد»
جام جم آنلاين: نبود امكانات زيربنايي، بهداشتي و درماني در شهر كويري اندوهجرد، مردم اين خطه كويري را با مشكلات فراواني مواجه كرده است.

اندوهجرد كه حدود سه سال است از دهستان به شهر تبديل شده، در 90كيلومتري جنوب شرقي شهر كرمان واقع شده است و با وجود فاصله كم اين شهر با مركز استان، كمتر صداي آه و اندوه اندوهجرديها به گوش مسئولان شهرستان كرمان رسيده و همچنان مشكلات اين مردم محروم ادامه دارد.

مشكلات متعدد مردم

حسين پورشيخعلي، يكي از اهالي اندوهجرد كه با وجود زندگي در شهر كرمان پيگير حل مشكلات مردم اين منطقه است، ميگويد: اندوهجرد يكي از شهرهاي خوشآب و هوا با زمينهاي حاصلخيز كشاورزي است كه حدود سه سال است از دهستان به شهر تبديل شده، ولي امكاناتي كه به اين شهر داده شده فقط يك شهرداري است كه آن هم تا دو هفته پيش شهردار نداشت.

وي با اشاره به اينكه اندوهجرد بيش از 5000 نفر جمعيت دارد، ميافزايد: شغل بيش از 90 درصد مردم اندوهجرد كشاورزي و باغداري است كه آن هم به دليل كمبود آب و خشكساليهاي چندين سال اخير تحت تاثير قرار گرفته و باعث شده بخشي از مردم با فقر دست و پنجه نرم كنند.

پورشيخعلي خاكي بودن اكثر كوچهها و خيابانهاي اين شهر، نبود زمينه اشتغال براي جوانان و نبود راه ارتباطي مناسب به اندوهجرد را از جمله مشكلات اين شهر عنوان ميكند و ميگويد: آسفالت جاده كنوني اندوهجرد بسيار نامناسب است كه باعث بروز تصادفات منجر به فوت ميشود.

وي با بيان اينكه سالانه بيش از هزار تن خرماي مضافتي و بزماني با كيفيت بسيار عالي در اندوهجرد توليد ميشود، نبود امكانات زيربنايي در بخش كشاورزي همانند سردخانه را از جمله مشكلات بخش كشاورزي اين شهر برميشمرد و ميافزايد: نبود سردخانه در اين منطقه گرمسيري باعث شده كه نخلداران محروم اندوهجردي محصول خرماي توليديشان را به قيمتهاي بسيار پايين به دلالها بفروشند.

اندوهجرد، شهر بدون بانك

در حالي كه اقتصاد شهر كويري اندوهجرد بر پايه كشاورزي و توليد محصولات باغي همانند پرتقال و خرما بنا شده و اكثر مردم اين منطقه از اين طريق امرار معاش ميكنند، هيچ بانكي در اين شهر وجود ندارد و بانك كشاورزي به عنوان حامي اصلي بخش كشاورزي، علاوه بر اينكه حمايت كاملي را از كشاورزان اندوهجردي انجام نميدهد، بلكه با وجود مذاكرات فراوان صورت گرفته و دادن قولهاي مساعد، مسوولان اين بانك از زير بار ايجاد يك شعبه در اين شهر محروم شانه خالي ميكنند.

علي كدخدايي، يكي از كشاورزان اندوهجردي ميگويد: مردم اندوهجرد به دليل نبود بانك روزانه مجبورند كار و زندگيشان را رها كنند و براي انجام كارهاي بانكي به شهر شهداد بروند. هرچند كه طي صحبتهايي كه با مسئولان مختلف استان صورت گرفته مقرر شده بود كه يك شعبه بانك كشاورزي در شهر اندوهجرد براي حل مشكلات بانكي مردم راهاندازي شود كه آن هم به دلايل مختلف تاكنون صورت نگرفته است.

وي همچنين با اشاره به مشكل كمآبي شديد و خشكسالي در اين منطقه تصريح ميكند: براي رفع مشكلات آبياري 600 هكتار از باغهاي مركبات و نخلستانهاي خرماي اندوهجرد بسياري از كشاورزان به سمت استفاده از سيستمهاي آبياري تحت فشار روي آوردهاند، ولي بهرغم اينكه تسهيلات بانكي خوبي در اين زمينه توسط دولت در نظر گرفته شده، به دليل مشكلات دريافت وام از بانك كشاورزي مركز استان كرمان تاكنون كمتر كسي توانسته اين تسهيلات بانكي را براي ايجاد سيستمهاي آبياري تحت فشار در اندوهجرد دريافت كند.

مشقتهاي دريافت تسهيلات بانكي

كدخدايي ميافزايد: تا دوسال قبل اين تسهيلات راحتتر به كشاورزان منطقه پرداخت ميشد، اما در حال حاضر بانك كشاورزي استان كرمان براي پرداخت تسهيلات آبياري تحت فشار، چك كارمندي، سند ملك واقع در شهر كرمان و ضمانتهايي ديگر را به عنوان وثيقه دريافت وام طلب ميكند كه از عهده و توان كشاورزان محروم و مظلوم اندوهجرد خارج است.

اين كشاورز اندوهجردي با بيان اينكه اگر ملك و زمينهاي كشاورزي اندوهجرد اينقدر ارزش ندارد كه به عنوان وثيقه دريافت وام كشاورزي به كار آيد، چگونه ميتوان از كشاورزان انتظار داشت كه براي توسعه كشاورزي اندوهجرد سرمايهگذاري كنند، ميافزايد: بروكراسيهاي اداري و كارشكني بانكها براي پرداخت تسهيلات، كشاورزي اندوهجرد را فلج كرده است.

انتقال بيماران با وانتبار

كدخدايي همچنين نبود امكانات بهداشتي و درماني را يكي از مشكلات اصلي اندوهجرد عنوان ميكند و با اشاره به نبود پزشك دائم در اين شهر ميگويد: مردم اندوهجرد و چند روستاي تابعه آن همانند گوديز، دهنوئيه، زوار، پشئوئيه، كدروت و پيرغيب در حالي روزها در مركز بهداشت اندوهجرد در انتظار آمدن يك دكتر عمومي براي درمان بيماريهايشان به سر ميبرند كه در بسياري از روزها انتظار اين مردم سرانجامي ندارد و به دليل نيامدن دكتر، آنها مجبورند پس از ساعتها انتظار به خانههايشان بازگردند.

وي ميافزايد: برخي از مردم كه توانايي مالي دارند براي درمان بيماريهايشان به شهرهاي شهداد و كرمان ميروند و برخي ديگر كه اين امكان برايشان فراهم نيست بايد درد بيماري خود را تحمل كنند تا يك پزشك به اين شهر سر بزند.

علي كدخدايي ميافزايد: به دليل نبود درمانگاه، بيمارستان و آمبولانس اگر فردي در اندوهجرد مريض شود و نياز به اعزام داشته باشد بايد پشت وانتبار بخوابد تا او را به يكي از بيمارستانهاي شهر كرمان برسانند.

اين كشاورز اندوهجردي با اشاره به هجوم شنهاي روان به مزارع و باغهاي منطقه و مشكل كمآبي ميافزايد: مردم اندوهجرد قرباني كويرنشيني هستند و اگر آنها در اين حاشيه كوير زندگي نكنند و با كشاورزي و باغداري زمينه عمران و آباداني منطقه را فراهم نكنند، شنهاي روان به ديگر مناطق نيز پيشروي ميكند.

فرماندار كرمان نيز در اين باره ميگويد: براي حل مشكلات بهداشتي و درماني مردم حدود دو ماه است كه يك پزشك دائم و يك ماما در اندوهجرد مستقر شدهاند.

بهنام سعيدي با اشاره به اينكه بر اساس چارت وزارت بهداشت و درمان، مراكز اورژانس فقط در شهرهاي بالاي20 هزار نفر جمعيت احداث ميشود، ميافزايد: در حال حاضر به دليل اينكه جمعيت اندوهجرد حدود 9هزار نفر است، امكان احداث اورژانس و بيمارستان در اين شهر وجود ندارد.

شهدادنیوز:با سپاس از مرد خبر اندوهجرد آقای حسن مرادی اندوهجردی

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1391 ساعت: 11:23

شهدادنیوز

شهدادگرم ترین شهر استان کرمان است

منبع مهر-اسمامحمودی

شهداد - خبرگزاري مهر: دماي اين روزهاي استان كرمان به شدت افزايش يافته است بطوريكه بسياري از مردم كرمان چنين دمايي را به ياد ندارند اين درحاليست كه مردم شهداد از شدت گرماي هوا تنها در طول شب از خانه هاي خود خارج مي شوند.

گزارش خبرنگار مهر، گرماي هوا در بسياري از مناطق استان كرمان اين روزها نفس گير شده است بطوريكه حتي افرد مسن در استان كرمان چنين گرمايي را بي سابقه مي دانند طبق اعلام سازمان هواشناسي دماي هوا در شهر كرمان طي روزهاي اخير بين 40 تا 42 درجه ثبت شده است.

اين درحالي است كه در پي خشكسالي 15 سال اخير در اين استان كم آبي در سال جاري نيز ادامه يافته است و گفته مي شود خشكسالي در سال جاري نسبت به متوسط دو سال اخير و همچنين متوسط بلند مدت بارندگي افت محسوسي يافته است.

در اين ميان مردم شهر شهداد در 90 كيلومتري شهر كرمان با 15 هزار نفر جمعيت روزهاي بسيار داغي را مي گذارنند گرمترين روز شهدادي ها اين روزها به 52 درجه سانتيگراد رسيده است و روز گذشته نيز دماي هواي اين شهر 50 درجه ثبت شده است.

گرماي هوا زندگي عادي مردم را مختل كرد

شدت گرما به حدي است كه به گفته مردم اين شهر در طول روز امكان حضور در معابر عمومي مهيا نيست و كاهش شديد رطوبت هوا در شهداد كه در حاشيه كوير لوت نيز قرار گرفته هر روز بيشتر مي شود.

نكته قابل توجه اينكه گندم بريان در چند كيلومتري شهداد و در حاشيه كوير لوت نيز كه به عنوان گرمترين منطقه روي زمين ثبت شده است گرماي جهنمي را تجربه مي كند و به گفته مردم محلي و راهنمايان كوير امكان زنده ماندن از ساعت 9 صبح به بعد در اين منطقه وجود ندارد اما نكته جالب اينكه هم اكنون يك گروه تحقيقاتي از دانشگاه شيراز هم اكنون در اين منطقه حضور دارند و به صورت شبانه در حال تحقيق در اين منطقه هستند.

از سوي ديگر گرماي هوا موجب شده است مردم تنها بتوانند در ساعاتي از شب براي خريد مايحتاج خود از منازل خارج شوند.

شهدادي ها در گرماي 50 درجه اي هوا تعرفه آب و برق مناطق سردسير را مي پردازند

نكته ديگر اينكه متاسفانه عليرغم مشكلات موجود در اين شهر و لزوم استفاده بيشتر مردم از آب و برق و با وجود درخواست مسئولان اين شهر و مردم هيچ تصميمي براي تعريف تعرفه مناطق گرمسير در اين بخش تاريخي و گرمسير كرمان نشده است و هزينه سنگيني از اين جهت به مردم تحميل مي شود.

باغهاي ابراهيم آباد طعمه حريق شد/ احتمال تكرار آتش سوزيها وجود دارد

از سوي ديگر شدت گرما در شهداد طي روزهاي اخير به حدي بوده است كه دو روز قبل به دليل آتش سوزي در يكي از روستاهاي توابع شهداد حجم قابل توجهي از باغهاي مركبات و نخسلتانهاي اين روستا طعمه حريق شد و به دليل گرماي بيش از حد هوا و خشكيدگي شاخه هاي درختان كنترل اين حريق غير قابل انجام شد و درنهايت پس از سوختن بخش عظيمي از باغهاي منطقه ماموران آتش نشاني شهداد با امكانات بسيار محدود خود توانستند از گسترش بيشتر آتش جلوگيري كنند اما با توجه به گرماي هوا امكان بروز مجدد اين حادثه در شهداد وجود دارد.

مردم از ساعت 9 صبح به بعد ديگر در معابر حضور ندارند/ زندگي شبانه در شهداد

در اين ميان بخشدار شهداد در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: مردم شهداد با توجه به گرماي بالاي 50 درجه اي هوا روزهاي سختي را پشت سر مي گذرانند.

محمد مومني گفت: دستگاههاي گرمايشي در منازل با تمام ظرفيت درحال استفاده است با اين وجود به دليل استفاده از كولرهاي آبي امكان تحمل گرما وجود ندارد.

وي ادامه داد: مردم از طلوع آفتاب تا ساعت 9 صبح امكان خروج از منزل را دارند و با آغاز گرماي هوا به دليل افزايش دما و عدم وجود رطوبت لازم درهوا شرايط بسيار سختي حاكم مي شود و مردم تنها در ساعات شب مي توانند از خانه خارج شوند.

مومني افزود: شدت گرما به حدي است كه پس از باز كردن شيرآب بايد حداقل 20 دقيقه براي متعادل شدن آب صبر كرد در غير اين صورت به دليلي داغي آب نمي توان از آب شرب استفاده كرد.

وي گفت: مردم آب را در درون ظرف و يا مخزن آبگرمكنهاي خاموش نگهداري مي كنند و پس از چند ساعت در نهايت استفاده مي كنند.

آيا پنجشنبه ها تعطيل مي شود؟/ درختاني كه در تابستان بي برگ شدند

وي ادامه داد: تعطيلي روز پنجشنبه به مسئولان محلي واگذار شده است اما به دليل اينكه اطلاع رساني مناسبي در خصوص تعطيلي روز پنجشنبه در شهداد انجام نمي شود مجبوريم براي سهولت انجام كارهاي اداري براي مردم اين روز را تعطيل اعلام نكنيم اما آمادگي وجود دارد در صورتيكه رسانه هاي همكاري كنند پنجشنبه را تعطيل كنيم.

مومني با اشاره به خسارتهاي وارد شده به كشاورزان گفت: مهمترين شغل مردم شهداد كشاورزي است اما گرماي هوا به حدي است كه اكثر درختها و مزارع خشك شده اند و به دليل تبخير بيش از حد آب برگهاي درختان در گرماي هوا مي سوزند و به همين دلايل اكثر درختان بدون برگ شده اند.

روستاهايي كه خالي مي شوند/ آب كشاورزي در شهداد به يك بيستم قبل از خشكسالي رسيد!

وي افزود: اكثر درختان سوخته اند و مصرف آب به دليل تبخير در باغها افزايش يافته است اما آب در دسترس در بخش كشاورزي بسيار كم شده است بطوريكه پس از خشكسالي آب شهداد يك بيستم شده است و امكان كشاورزي وجود ندارد به همين دليل تاكنون چندين روستا از سكنه خالي شده اند.

وي با اشاره به اينكه روزگاري مركبات شهدا به دليل شيريني مشهور بود گفت: امروز 97 درصد باغهاي شهداد نابود شده است.

اين مسئول افزود: در بخش آب شرب مشكل نداريم اما آب كشاورزي به شدت محدود شده است و بسياري از چاههاي آب و چشمه ها و حتي قناتها خشك شده اند.

دماي 70.7 درجه در شهداد ثبت شد/ ميراث فرهنگي دماي گندم بريان را ثبت ملي كند

وي در خصوص وضعيت گرمترين نقطه زمين در گندم بريان گفت: طي روزهاي اخير دماي هوا ثبت نشده است اما چندي قبل دماي هواي گندم بريان 70.7 درجه سانتيگراد ثبت شد و هم اكنون نيز يك گروه تحقيقاتي از دانشگاه شيراز در گندم بريان درحال كار تحقيقاتي هستند اما در طول شب و تا ساعت 9 صبح در منطقه هستند و بعد از آن به سرعت گندم بريان را ترك مي كنند.

وي از مسئولان ميراث فرهنگي هم خواست هر چه سريعتر نسبت به ثبت ملي دماي هوا در اين منطقه اقدام كنند.

مومني گفت: به دليل گرماي هوا مردم مجبورند از آب و برق بيشتر استفاده كنند اما در كمال تعجب دماي انرژي در اين شهر مثل يك شهر سردسير محسوب مي شود كه به هيچ وجه قابل توجيه نيست.

وي تاكيد كرد: مسئولان از شهر بازديد كنند و ببينند كه اين شهر از بسياري از شهرهايي كه اسم گرمسير را بر خود نهاده اند به شدت گرمتر است.

استان كرمان تحت تاثير جريانات گرمسيري اقيانوس هند است

از سوي ديگر حميده حبيبي كارشناس هواشناسي استان كرمان در گفتگو با مهر اظهارداشت: هم اكنون استان كرمان تحت تاثير جريانات گرم و مرطوب اقيانوس هند قرار دارد اما طبق بررسي هاي صورت گرفته شهداد گرمترين شهر استان كرمان است و دماي بالاي 50 درجه در اين شهر ثبت شده است.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1391 ساعت: 16:36

شهدادنیوز

در سالروز ولادت حضرت امام حسن مجتبی ـ علیهالسلام ـ محفل شعرخوانی جمعی از شاعران كشور در حضور رهبر انقلاب برگزار شد.درادامه دو شعر از اشعارخوانده شده آورده شده است:

شعرخوانی امید مهدینژاد

وقتی که زاهدان خداجو، دنبال مال و جاه میافتند
مردم به خندههای نهانی، رندان به قاهقاه میافتند
یک عده اهل مال و منالند، یک عده اهل حیله و حالند
در انتخاب اصلح مردم، بعضاً به اشتباه میافتند
وقت حساب، دانهدرشتان، از فرط التفات به مردم
مثل سهچار دانه گندم در تودههای کاه میافتند
امروزهروز جمعی از ایشان، فرماندهان هنگ خروجند
لب ترکنند خیل پیاده، از هر طرف به راه میافتند
اما همین گروه سواره، این ساکتانِ عربدهفرمای
شبهای بار، با کت و شلوار، در صحن بارگاه میافتند
یعنی برای آخر بازی، بسته به موقعیت صفحه
شد سمت خود، نشد طرف خصم، رسماً به پای شاه میافتند
این روزها به دل نه امیدی، نه اشتیاق حرف جدیدی
تنها همین دو رشته اشکند، کز چشم گاهگاه میافتند
عاقل شدیم، و گوشه گرفتیم، تا با خیال تخت ببینیم
دیوانههای سنگپران نیز، با سنگها به چاه میافتند

شعرخوانی وحیده افضلی

به آرمیتا دختر شهید رضایینژاد

آرمیتا! بباف موهاتو! تا همه نگات کنن
همهٔ فرشتههای آسمون صدات کنن
هی بزن چرخ... بزن چرخ... بشین روی چمن
تا که گنجیشکا بیان گریه رو شونههات کنن
توی چشمای سیاهت پر خنده... پر اشک
چی میشد گلولهها نگا به گریههات کنن
میدونی نقاشیهات، تاریخ کشورم میشن
یه روزی میاد که قهرمان قصههات کنن
آرمیتا! اطلسیها میخوان بیان رو دامنت
خودشونو قربون حالت خندههات کنن
دوس دارم بالا بری بالاتر از ستارهها
هی بری بالاتر و زمینیا نگات کنن
شک نکن یه روز میاد... یه روز که خندههای تو
همهٔ قاتلای دنیا رو کیش و مات کنن
آرمیتا! موهاتو کوتاه نکنی! کبوترا
اومدن لونه توی قشنگی موهات کنن
تو میخوای حضرت آقا رو «پدر» خطاب کنی
حضرت آقا میخوان تو رو «پری» صدات کنن

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1391 ساعت: 13:45

شهدادنیوز

5هکتار ازباغات شهداد درآتش سوخت!!!

بخشدار شهداد در مصاحبه با خبرنگار باشگاه خبرنگارانِ کرمان اظهار داشت: دلیل گستردگی این فاجعه ، گرمای شدید و عدم وجود خودروی آتش نشانی در روستاهای تابعه است.
آقای مؤمنی تصریح کرد: با توجه به فرسودگی برخی باغات در اثر خشکسالی و همچنین وجود 30 روستای نزدیک به هم ، خواستار تخصیص حداقل یک دستگاه خودروی آتش نشانی به همراه تجهیزات به این روستاها شد.
وی اظهار داشت: علت و خسارات وارده در دست بررسی است .
گفتنی است : این آتش سوزی برای 9 ساعت با کمک 2 دستگاه آتش نشانی شهداد و اندوهجرد مهار گردید.

این خبرمربوط به ۲۰تیر است

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1391 ساعت: 11:28

شهدادنیوز

وبلاگ خاطرات آشپزی من به مدیریت خانم "ریحانه عبدالهی" به آموزش آشپزی، دسر وشیرینی می پردارزد.

خانم عبدالهی متولد کرج و اصالتا اهل شهداد کرمان است که به عنوان کارشناس آشپزی با مجلات معتبر همکاری دارد.ایشان کارشناس آشپزی مجله آشپزی خانواده سبز سال 88تا خرداد 90، کارشناس آشپزی و غذای کودک مجله سفره ایرانی وکارشناس غذای کودک مجله آشپزخاته ملل ی باشد.

ریحانه عبدالهی معتقد است آشپزی یک هنر است و هر کدبانویی باید به این هنر ، آراسته باشد.به باور عبدالهی، کسانی که آشپزی راکاری دشوار و سخت توصیف می کنند درصورتی که نگرش خود را تغییر دهند و سراغ آموزش های جدید بروند از آشپزی لذت بیشتری خواهند برد که باعث رضایت بیشتر آنها از زندگی خواهد شد.

ریحانه عبدالهی که حالا یک سر آشپز مطرح و معروف است می گوید:باتوجه به تغییر سبک زندگی نسبت به دهه های گذشته وگسترش شهر نشینی و لزوم ذخیره کردن زمان وبهره وری بالاتر از زمان، لازم است آشپزی نیز متناسب با این تغییرات ، متحول شود.

شهدادنیوز به کاربران وبلاگ استفاده از مطالب وبلاگ خاطرات آشپزی من را پیشنهاد می کند .این وبلاگ از لینک زیر و همچنین از قسمت پیوندهای وبلاگ قابل دسترسی است.

خاطرات آشپزی منhttp://zanbagh23.blogfa.com/

* سفارش انواع دسر جهت مجالس در استان البرز _ کرج پذیرفته می شود.
* برگزارکننده کارگاه آموزشی baby food ویژه کودکان و والدین
* برگزارکننده مدرنترین میز تولد کودک
ریحانه عبدالهی _ 09197969615

این هم مطلبی از وبلاگ خانم عبدالهی

آلاسکای میوه ای

سلام دوستان عزیزم امیدوارم که حالتان خوب باشد.
می دانید که تغذیه سالم نقش زیادی در رشد جسمی و فکری کودکان دارد.
برای جلب توجه کودکان به خوردن غذا علاوه بر طعم و مزه خوب ، تزیین غذا از اهمیت بسیار بالایی بر خوردار است.
من علاوه بر کار در زمینه آشپزی و شیرینی پزی ،در زمینه غدای کودک ( BABY FOOD) هم فعالیت می کنم و تمام تلاشم را خواهم کرد تا کودکان را از خوراکی های بی ارزش دور کنم.
امروز برای کوچولوهای نازنین دستور یک آلاسکای خوشمزه را می گذارم .
امیدوارم در این روزهای گرم با کمک مامانهای مهربان درست کنند و لذت ببرند.
آلاسکای میوه ای (هلو)


این آلاسکا را در ماهنامه آشپزخانه ملل شماره ۱ آموزش داده بودم.

نوش جان .


برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: شنبه 14 مرداد 1391 ساعت: 15:34

جمعه "سیاه وسپید " را بابازی یداله شادمانی از شبکه 5کرمان ببینید

شهدادنیوز

سیاه وسپید با بازی یداله شادمانی روز جمعه از شبکه پنج کرمان پخش می شود

فیلم " سیاه وسپید " با بازی درخشان وماندگار هنرمند محبوب و توانا"آقای یدااله شادمانی" از شبکه پنج 5سیمای کرمان پخش می شود.

فیلم سیاه وسفیدروزجمعه 13 مرداد ماه از ساعت 14و پانزده دقیقه 14:15 از شبکه پنج سیمای کرمان پخش می گردد.

یداله شادمانی ازهنرمندان پیشکسوت دیارکریمان در عرصه تئاتر و سینما ، تاکنون درچندین فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته است و جوایز ارزنده ای از جشنواره های مخلتف دریافت کرده است.

باورپذیری نقش و بازی طبیعی و واقعی شادمانی از نقاط قوت کاراو به شمارمی رود.یداله شادمانی درصورت بازی دریک کارسینمایی به ویژه درحوزه طنز و ازنوع کارهای رضا عطاران می تواند به پدیده ای نو دراین وادی بدل شود. هرچند که ایفای نقش در کارهایی درحوزه استان کرمان به معرفی وشناخته شدن شادمانی کمک کرده است اما استفاد مصرانه کارگردان های این حوزه دراستفاده از لهجه کرمانی ، مانع از ارتباط موثر مخاطبان سایر استان ها با کارهای اینچنینی و درنتیجه عدم راهیابی این تیپ هنرمندان به کارهای بزرگ سینمایی می گردد.

ایشان هرچند کمی دیر از حوزه نماش به عرصه سینما واردشد اما نشان داد که توانایی های برجسته ای دراین زمینه دارد.یکی از علل این حضور دیرهنگام ، معلمی درشهداد ونبود بستر مناسب هنری و گاه مانع تراشانه ونداشتن نگاه حمایتگرانه در این منطقه بود . یداله شادمانی 30 سال درکسوت معلمی دربخش شهداد مشغول خدمت بوده است و از محبوب ترین فرهنگیان شهداد محسوب می شود.

این درحالی است که برنامه ریزان فرهنگی درشهداد می توانستند با استفاده از توانمندی های ایشان، ضمن شناسایی و پرورش استعدادهای هنری درمنطقه، زمینه لازم را برای استفاده از ابزار هنر برای رساندن پیام های مختلف را فراهم کنند. استادی که درشهداد به خوبی دیده نشد با مهاجرت به کرمان ،درمدت کوتاهی و با وجود مشکلات جسمی ناشی از بیماری اما باشوقی فراوان و اراده ای قوی توانست نگاه ها را به خود خیره کند و از گمنامی درشهداد ،به بلند آوازگی دراستان کرمان وجشنواره های ملی دست یازد.

اما این مهاجرت نوعی مهاجرت مطلوب بود ونمی توان انتظار داشت که در محیطی که نمایش و تئاتر تنها درحد لودگی و مضحکه وهجو گرایی خلاصه می شود دست به خلق وآفرینش هنری زد.این همه نه تنها فقط درجایی چون شهداد دیده می شود بل امروزه دربه اصطلاح نمایش های تلویزیونی چون خنده بازار به کرات تکرارمی شود.تقلیل سلیقه مخاطب به نمایش های سبک وروحوضی، جای هنر والا را تنگ کرده است.

شهدادنیوز امید واراست آقای یداله شادمانی با تنی سالم واراده ای قوی به حیات هنری و روبه تعالی خود درعرصه هنر ادامه دهد.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 12:8

شهدادنیوز

تصاویری از خرمای مضافتی اندوهجرد

عکس ها- حسن مرادی اندوهجردی - وبلاگ اندوهجردسیتی

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1391 ساعت: 11:33

و مادر بزرگی دیگر از میان ما رفت

شهداد نیوز- عباس تقی زاده

در روزهای اول ماه مبارک رمضان، ماه میهمانی خداوند رحمان، خانواده های عبدالهی، جهانشاهی، شعبان پور، صادقی، علی پور، مومنی و... در غم از دست دادن مادری مهربان عزادار شدند.

بدینوسیله شهداد نیوز، مصیبت درگذ شت مرحومه کبری جهانشاهی همسر مرحوم غلامرضا عبدالهی و خواهر مرحوم حاج احمد جهانشاهی، را به فرزندان آن مرحومه وسایر بازماندگان تسلیت عرض می نماید.

شهدادنیوز تسلیت ویژه نیزدراین مصیبت حضورآقای داود شعبان پور از همراهان همیشگی شهداد نیوز و مقیم کرج به سبب فقدان مادربزرگ بزرگوارشان دارد.

شهداد نیوز برای مرحومه کبری جهانشاهی رحمت الهی وبرای بازماندگان صبر و شکیبایی از درگاه خداوندگار مسئلت می نماید.

بدون شک، خاطر فرزندان شهداد وبه خصوص بچه های محله بخشداری از رفتار خوب ، روی گشاده و میهمان نوازی های مشهدی کبری لبریز است.

یادش گرامی باد چند سال پیش مرا به خانه اش دعوت کرد و از باغچه باصفای خانه شان عکس گرفتم . افسوس که با از میان رفتن این نسل، صفای خانه های قدیمی شهداد نیز رنگ می بازد ، گویا درختان ُ همدمشان را که از دست می دهند درغم این مصیبت ، می خشکند و جان می دهند.

یادش گرامی باد – برای شادی روحش فاتحه

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: جمعه 6 مرداد 1391 ساعت: 23:20

سی ویکمین سالگشت درگذشت قربانیان زلزله سیرچ و شهداد تسلیت باد

شهداد؛ سي سال پس از زلزله/اينجا پر از گورهاي دسته جمعي است

شهدادنيوز- عباس تقي زاده

سال۹۱ است و بيش از سه دهه از زلزله سال 60 مي گذرد. در آن شب تلخ ششم مردادماه حدود دو هزارنفر جان باختند. فرداروز، با جستجوي سربازها و امدادگران اعزامي و هفته بعد با تيغ لودر ها، جسد و جسد بود كه از زير انبوه خاكهاي درهم كوبيده شده بيرون كشيده مي شد. سيرچ شده بود گور دسته جمعي سيرچي ها وشهدادي هايي كه از گرماي شهدا به خنكاي سيرچ پناه آورده بودند.

گذشت وگذشت تا به ۱۳۹۱رسيده ايم. اما شهدادهنوز پر است از گورهاي دسته جمعي؛ اينجا؛ ايستاده و ايستاده؛ هزاران هزار نفر نخل، جان داده اند. شهداد پراست ازاين گورهاي ايستاده، گورها به نام باغ هاي آباد و سرسبز گذشته اند: باغ رشيدو/گور رشيدو. باغ مسعودي /گورمسعودي. باغ باجيگا/گورباجيگا.باغ خاشالي/گورخاشالي.باغ زمين/گورزمين.باغ حسن آل شاهي/گور حسن آل شاهي. باغ .../گور....

سال هاست كه عطر نارنج وليمو از شهدادپركشيده است و به قول شهدادي ها، تخمشان راملخ خورده است.

نخل هاي خشكيده اند ودركنارهم جان داده اند. گاه يكي شعله اي به جان يك شان مي اندازد و ده پانزده تا را باهم مي سوزاند. يا توان ديدن گورههاي دسته جمعي را ندارد ويا مي خواهد با شعله كشيدن نخل هاي مرده، چشم برخي را به روي واقعيت هاي شهدادباز كند. چشماني كه اندازه تلسكوپ هابل هم كه باشند بيش از تنه نخل ها را نمي توانند ببينند و مي پندارند چه قدر نخل در شهداد مي زيد ( بخوانيد مي زييد ، زندگي مي كند)درحاليكه سرهاي خشكيده وجان باخته شان را كسي با تنه هايشان پيوند نمي زند( يه بازي فكري ساده مربوط به كودكان پيش دبستاني ،تشخيص قطعات وجفت كردن اونها اما گويا اينجا تنه نخل ها را با سر نخل هاي جاهاي ديگه پيوند مي زنند) اين گروه هنر كنند همان جلوي پايشان را مي بينند. بالاخره شايد خرماي خشكيده اي از نوك (چنگ) گنجشكي (چغوكي) بيفتد و پفش (فوتش) كنند و ميل فرمايند و بگويند خوردن حلال است وبردن حرام.

سال هاست كه باد ديگر گيسوان نخل هاي سرزمينم راشانه نمي زند. سال هاست كه با باد، عطر نارنج برنمي خيزد و سال هاست كه كه كسي براي اين گورهاي دسته جمعي فاتحه اي نمي خواند. سال هاست كه گروهي نه اندك، ديگر سخاوت را فقط از نمايندگان گداهاي آهني مي جويند و نخل ها را به امان خدا رها كرده اند.البته خدا جزاي خير به اين قوم بدهد اونها نيت خيرخواهانه دارند ومقدس اما ماها ، زيادي قانعيم.

امروزيان چون ديروزيان توان بالارفتن از كنده نخل ها را ندارند و كف پايشان نازك شده است(خودم يكي از همين امروزي ها هستم) اما انگار پوست احساسشان كلفت شده است.آنقدر كه پايشان راكه از شهداببرون مي گذارند گذشته شان راهم فراموش مي كنند؛ فراموش هم كه نكنند ميذارنش گوشه قاب خاطراتشون؛ شايد عيد تا عيد يا عاشورا تاعاشورا كه بوي آبگوشت نذري به مشامشون مي خوره، يادش بيفتند. شايد هم وقتي توي اوج طرح هاي گردشگري از كلوت هاي شهداد مي شنون، بگن ماهم شهدادي هستيم ولي تا طرف ،از كلوت ها مي پرسه با شرمندگي يادشون مياد كه هنوز كلوت ها رو نديدند. كسي نيست بگه : لااقل مثل اين مسئولان محترم و نماينده هاي محترم تر برويد يكي دو تا عكس يادگاري كنار كلوت ها بگيريد شايد يه روز به دردتون خورد.يادم رفت آدما كه از شهدادخارج ميشن و از تونل ميان اين طرف ديگه تحمل گرما رو هم ندارند وگرنه عكس يادگاري مي گرفتن.

القصه ، ما هم داريم قاتي نخل هاي جسد شده، گم ميشيم و گم ميشيم . خودمونيش يعني دفن ميشيم. الفاتحه

سرنوشت هيچ قومي تغيير نمي كند تا اونكه خودشون تغيير نكنند. يعني تا خودمون نخواهيم آب از آْب تكان نمي خورد تو شهداد كه آب نيست . ريگ از ريگ يا خاك از خاك تكان نمي خوره .

بايد بسوزيم زير عرياني نخل ها و هيزم پرتقال ها تا به فكر سايه باشيم.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1391 ساعت: 12:58

شهدادنیوز

مشاهده گونه جانوري نادر در منطقه گندم بريان شهداد

كرمان، توكلي-يك گونه خزنده نادر براي نخستين بار در كوير لوت ديده شد. مدير انجمن كانون سبز فارس در اين باره گفت: براي نخستين بار در منطقه گندم بريان كوير لوت دو عدد آگاماي سر وزغي كه از خزندگان است، مشاهده و زنده گيري شد.گونه جانوري آگاماي سر وزغي در منطقه گرم و خشك بيابان لوت و كلوت هاي بابك در ۶ كيلومتري جنوب گندم بريان مشاهده شد. اين محقق و كارشناس محيط زيست گفت: تا قبل از اين اعلام شده بود در منطقه گندم بريان هيچ گونه حيات گياهي و جانوري وجود ندارد كه در تحقيقات انجام شده از سال ۸۶ مشخص شد چرخه اكولوژي در بيابان لوت فعال است و در ادامه بررسي ها نيز ۴ چشمه و يك رودخانه ۶ كيلومتري در چاله مركزي لوت كشف شد. ايزدي عنوان كرد: به جز اين گونه، حشراتي چون بيد، پروانه و عنكبوت نيز در تمام فصول سال و در دماي بالاي اين منطقه وجود دارد. مدير كانون سبز فارس ابراز اميدواري كرد، با شناسايي اين گونه ها توجه محققان ديگر رشته ها نظير اكولوژيست ها، بيولوژيست ها و ژئومورفولوژيست ها به اين منطقه معطوف شود و مطالعات علمي خود را درباره بيابان لوت گسترش دهند. وي افزود: دو آگاماي يافت شده در اين منطقه، به محققان محيط زيست تحويل شد تا پس از انجام مراحل تحقيقاتي به اكوسيستم خود در كلوت هاي شهداد برگشت داده شود.بهمن ايزدي با بيان اين كه كوير لوت به ۳ بخش شمالي، مركزي و جنوبي تقسيم مي شود، افزود: منطقه گندم بريان در لوت شمالي واقع شده است. تا سال ۱۳۸۹ تصور مي شد كه اين منطقه فاقد هر نوع حيات حتي باكتري زنده است.وي عنوان كرد: اما پس از مشاهده مانتودا كه از خانواده حشرات است و به دنبال آن مشاهده گربه شني و موش دو پا اين نظريه رد شد. در بررسي هايي كه چند روز گذشته براي يافتن مجدد مانتودا در اين فصل انجام گرفت، موفق به مشاهده و زنده گيري دو عدد آگاماي سروزغي در اين منطقه شديم.وي با بيان اين كه اين گونه از خزندگان داراي طولي حدود ۲۲ سانتي متر است، اظهار داشت: حضور زنده و فعال اين گونه در منطقه گندم بريان بار ديگر وجود چرخه اكولوژيك و زنجيره غذايي در اين منطقه را ثابت كرد. مدير انجمن كانون سبز فارس تصريح كرد: البته پيش از اين در بخش جنوبي كوير لوت نمونه هاي خشك شده اين خزنده مشاهده شده بود كه تصور مي شد به طور اتفاقي از اين منطقه عبور كرده و از بين رفته است. وي افزود: در حال حاضر دماي اين منطقه معادل ۶۰ درجه سانتي گراد و حداكثر رطوبت جوي ۱۰ درصد است و دليل حضور بيولوژيست ها در اين منطقه در اين موقع از سال بررسي اين فرضيه است كه آيا جانوران مشاهده شده در منطقه گندم بريان به خواب تابستانه فرو مي روند يا دراين فصل هم فعال اند.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1391 ساعت: 12:17

شهدادنیوز

توسط شورای کتاب کودک معرفی شد

هوشنگ مرادی کرمانی، نامزد جایزه هانس کریستین آندرسن

بنا به تصمیم هیات مدیره و بررسی های کمیته جوایز شورای کتاب کودک، هوشنگ مرادی کرمانی به عنوان نامزد جایزه هانس کریستین اندرسن سال 2014 در بخش تالیف انتخاب شد.

هوشنگمرادی کرمانی متولد سیرچ شهداد کرمان از مادری شهدادی است.ژدرایشان اهل سیرچ است.

به گزارش لیزنا به نقل از روابط عمومی شورای کتاب کودک، انعکاس زندگی واقعی مردم ایران در آثار او، بهره گیری استادانه از زبان طنز و خلق موقعیت طنز برای بیان روایت زندگی، استفاده خلاق از فرهنگ عامه شامل آداب و رسوم، قصه ها، مثل ها، ترانه ها، زبان محاوره و بومی و ...، درهم آمیختگی ماهرانه نظم و نثر و استفاده بهینه از گنجینه ادب فارسی، نگاه انتقادی به زندگی کودکان محروم و مشکلات آن ها، همچنین ترسیم درد و فقر مردم با حفظ کرامت انسانی، تلفیق خلاق خاطره پردازی و داستان پردازی، توجه ویژه به مسائل و دغدغه های خانواده های روستایی و نیز زندگی شهرنشینی و ارتباط و تعامل بین نسل ها، و نیز ساختار پر کشش آثار برای مخاطبان کودک و نوجوان در سطوح ملی و بین المللی از دلایل انتخاب این نویسنده برجسته است .


جایزه هانس کریستین اندرسن یا نوبل کوچک معتبرترین جایزه ادبی و هنری در حوزه ادبیات کودکان است که از سوی دفتربین المللی کتاب برای نسل جوان به منظور بالا بردن سطح ادبی و هنری کتاب های کودکان هر دو سال یک بار، به مجموعه آثار یک نویسنده و یک تصویرگر داده می شود. آثار این نویسنده و تصویرگر باید از ارزش ادبی و هنری بالایی برخوردار باشد و سهم پایداری در ادبیات کودک کشور خود و جهان داشته باشد. اصالت، خلاقیت و نوآوری از دیگر معیارهای این جایزه اند. نامزدهای جایزه هانس کریستین اندرسن از سوی شعبه های ملی دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان انتخاب می شوند و داوران بین المللی که از کارشناسان برجسته ادبیات کودکان هستند، برندگان این جایزه را برمی گزینند. در حال حاضر ۷۵ کشور جهان عضو دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان هستند.

لازم به ذکر است که هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۹۹۲ میلادی از طرف شورای کتاب کودک نامزد دریافت جایزه هانس کریستین آندرسن شد و به سبب پرداختن به زندگی کودکان محروم از سوی هیات داوران تشویق شد. او همچنین عنوان نویسنده برگزیده ی کشور کاستاریکا – جایزه ی مارتینی نویسنده و قهرمان ملی آمریکای لاتین را در سال ۱۹۹۵ میلادی از آن خود کرد. نام او در شمار چهره های ماندگار ثبت شده است و در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ از سوی شورای کتاب کودک نامزد دریافت جایزه آسترید لیندگرن بوده است.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1391 ساعت: 12:3

شهدادنیوز

اخبارآموزش وپرورش شهداد

منبع خبر:روابط عمومی آموزش وژرورش شهداد -رضا حمانی

همزمان با حلول ماه مبارك رمضان اولين جلسه ساماندهي پروژه مهر با حضور مسئولين كميته ها در محل دفتر معاونت آموزشي اداره آموزش و پرورش شهداد تشكيل شد.در اين جلسه توحيدي معاونت آموزشي به تشريح وظايف اعضاء پرداخت و اضافه كرد : مسئولين كميته ها مستندات خود را اعم از فيلم ، عكس جمع آوري و به امير خاني رابط ستاد تحويل نمايند.

معاونت پرورشي و فرهنگي اداره كل آموزش و پرورش استان كرمان:

حجه الاسلام مختار آبادي معاونت پرورشي و فرهنگي و خانم محمدخاني كارشناس آموزش ابتدايي اداره كل به همراه مهندس محمدي رئيس اداره فني و حرفه اي در خصوص طرح ساماندهي نيروهاي انساني و فضاهاي آموزشي منطقه شهداد در دفتر معاونت آموزشي اين اداره تشكيل جلسه دادند.

اجرای طرح سنجش نوآموزان

اين طرح به مدت چهار روز توسط تيم سنجش از تاريخ 91/4/19 لغايت 91/4/22 در آموزشگاه شهيد محمدي شهداد و آموزشگاه الزهراء اندوهجرد برگزار شد . لازم به توضيح است سه روز اول نوآموزان روستاهاي تكاب ، شهداد ، سيرچ و چهارفرسخ و در روز 91/4/22 نوآموزان اندوهجرد و روستاهاي توابع آنها مورد سنجش قرار گرفتند .



برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1391 ساعت: 11:36

شهدادنیوز

وبلاگ کتابدارآراتا خبرداد:راه اندازي ايستگاه پيك مهر در امامزاده زید(ع) شهداد

ایستگاه مطالعه پیک مهر شهداد در محل امامزاده زید(ع) راه اندازی شد.

این ایستگاه که باهمکاری اداره کل کتابخانه های عمومی کرمان و به نمایندگی کتابخانه علامه حلی راه اندازی شده مشتمل بر ۱۱۶ عنوان کتاب می باشد. هدف از راه اندازی این ایستگاه ترویج مطالعه مفید و غنی سازی اوقات فراغت شهروندان می باشد.

زائران و مجاوران حرم امام زاده زید ع شهداد می توانند از کتاب های این ایستگاه استفاده نمایند.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1391 ساعت: 11:27

شهدادنیوز

بخشدارشهداددرغم از دست دادن مادر به سوک نشست

جناب اقای محمد مومنی بخشدار محترم شهداد در غم جانکاه درگذشت مادر گرامیشان به سوک نشست.

شهدادنیوز این مصیبت را به جناب آقای محمد مومنی بخشدارشهداد ،استادمهدی مومنی معلم کلاس دوم دبستان اینجانب، خانم ها مومنی و سایر بازماندگان تسلیت می گوید.

سفر ابدی آن عزیز در آستانه حلول ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خدا،نشانه ای بر پاکی وصفای باطن مرحومه است.

شهدادنیوز برای بازماندگان صبر جمیل و برای آن مرحومه غفران الهی مسالت می نماید.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1391 ساعت: 11:8

صفحه بندی